اختفای مزار حضرت زهرا (سلام الله علیها) نماد اعتراض اهل بیت (ع)

شهادت حضرت زهرا (س) به عنوان نخستین مظلومه تاریخ، اختفای قبر مطهر ایشان بعد از 1400 سال و وجود روایت های مختلف درباره تاریخ تولد و شهادت ایشان دستاویزی است برای دشمنان و ساده اندیشان، که در مقایسه با سایر ائمه معصوم (ع) در مورد شهادت حضرت صدیقه (س) و آنچه دلیل اصلی روا داشتن این ظلم که چهره تاریخ از آن شرمسار است به دخت پیامبر (ص) شده شبهه افکنی کنند. و با طرح مسائلی دروغین و خلاف واقع بخواهند تاریخ را به پرتگاه تحریف بکشانند. اما بنا به خواست الهی و از آن روی که خورشید حقیقت هرگز پنهان باقی نمی ماند حتی اگر مدتی کوتاه ابر شایعات و فریبکاری ها بر آن سایه افکند، این شبهه افکنی ها نه تنها خللی در رواج علاقه مندی جهانیان به ائمه معصوم (ص) نداشته، بلکه بیش از پیش محبت اهل بیت (ع) را در دل ها می نشاند که رشد روز افزون شیعان خود شاهدی بر این مدعا است.
فرا رسیدن ایام شهادت حضرت زهرا (س) و پاسخگویی به برخی سوالاتی که پیرامون زندگانی این یگانه بانوی عالم هستی وجود دارد، ما را بر آن داشت تا به گفت و گو با دکتر محمدحسین رجبی دوانی، استاد دانشگاه و کارشناس برجسته تاریخ اسلام بنشینیم. آنچه می خوانید مشروح این گفت و گوی تحلیلی تفصیلی است:


شهادت حضرت زهرا (س) به عنوان نخستین مظلومه تاریخ، اختفای قبر مطهر ایشان بعد از 1400 سال و وجود روایت های مختلف درباره تاریخ تولد و شهادت ایشان دستاویزی است برای دشمنان و ساده اندیشان، که در مقایسه با سایر ائمه معصوم (ع) در مورد شهادت حضرت صدیقه (س) و آنچه دلیل اصلی روا داشتن این ظلم که چهره تاریخ از آن شرمسار است به دخت پیامبر (ص) شده شبهه افکنی کنند. و با طرح مسائلی دروغین و خلاف واقع بخواهند تاریخ را به پرتگاه تحریف بکشانند. اما بنا به خواست الهی و از آن روی که خورشید حقیقت هرگز پنهان باقی نمی ماند حتی اگر مدتی کوتاه ابر شایعات و فریبکاری ها بر آن سایه افکند، این شبهه افکنی ها نه تنها خللی در رواج علاقه مندی جهانیان به ائمه معصوم (ص) نداشته، بلکه بیش از پیش محبت اهل بیت (ع) را در دل ها می نشاند که رشد روز افزون شیعان خود شاهدی بر این مدعا است.
فرا رسیدن ایام شهادت حضرت زهرا (س) و پاسخگویی به برخی سوالاتی که پیرامون زندگانی این یگانه بانوی عالم هستی وجود دارد، ما را بر آن داشت تا به گفت و گو با دکتر محمدحسین رجبی دوانی، استاد دانشگاه و کارشناس برجسته تاریخ اسلام بنشینیم. آنچه می خوانید مشروح این گفت و گوی تحلیلی تفصیلی است:

 

غصب فدک از سوی خلافت آیا تنها با اهداف مادی انجام شد یا اهداف دیگری نیز درپی آن دنبال می شد؟
در پاسخ به این سوال باید گفت زمانی که غاصبان خلافت بر اوضاع مسلط شده و قدرت را در دست گرفتند، با مخالفت خاندان نبوت مواجه شدند. به گونه ای که بنابر نقل شیعه و سنی حضرت زهرا (س) و امیرمومنان (ع) در کنار دعوت مردم به ایستادگی در برابر خلافت غیرمشروع ابوبکر، حتی آنها را به قیام مسلحانه برای براندازی خلافت فراخواندند.
این مخالفت خاندان پیامبر (ص) با خلافت وقت، منجر به احساس خطر از سوی دستگاه حکومت شد. از این رو تلاش کرد تا آنها را از هر گونه مالکیت محروم کند. در این میان اموال قابل توجه و دارای عواید مناسب همچون فدک بیشتر مورد تاکید خلافت بود. چراکه معتقد بودند اگر اهل بیت (ع) به لحاظ مالی توانایی نداشته باشند نمی توانند به قیام علیه خلیفه غاصب برخیزند.
مهمترین اموال در اختیار خاندان پیامبر (ص) فدک بود. از این رو ابوبکر با این توجیه که فدک در زمان پیامبر (ص) به عنوان رهبر جامعه اسلامی در اختیار شما قرار گرفته و الان من رهبر هستم و به بهانه تامین مصالح عمومی این باغ حاصلخیز را مصادره و حضرت زهرا (س) را از آنجا اخراج کرد.
در حقیقت هدف محروم کردن خاندان پیامبر از داشتن پشتوانه بزرگ مالی بود است تا به خیال خام نه تنها از قیام و مبارزه اهل بیت (ع) جلوگیری کنند، بلکه حتی آنها را برای گذران زندگی خود مجبور به دست درازی در برابر خود کنند. خلیفه اول و همدستان او بر این باور بودند که با غصب فدک و نداشتن پشتوانه مالی خاندان رسالت از مخالفت با آنها دست برداشته و به ناچار با خلافت کنار می آیند. بنابراین در ظاهر قضیه فدک را به عنوان درآمدزایی به نفع عموم غصب کرده و از اختیار حضرت زهرا (س) خارج کردند.
مطالبات حضرت زهرا (س) از ابوبکر چه بود؟ و خلیفه اول چه پاسخی به حضرت (س) دادند؟
متاسفانه غاصبان خلافت تلاش داشتند خاندان پیامبر (ص) را از داشتن هر گونه مالکیتی محروم کنند و صرفا فدک غصب نشد. فدک هبه و هدیه پیامبر (ص) به حضرت زهرا (ص) بود با اختیار کامل در زمان حیات پیامبر (ص) بنابر حق مشروع که بر اساس آن انسان می تواند بخشی از اموال خود را به هر شخصی که دوست دارد، اعطاء کند، در اختیار ایشان قرار گرفت و فدک درشت ترین اموال پیامبر (ص) بود.
خلیفه نه تنها فدک، بلکه با جعل حدیث و نسبت دادن آن به پیامبر مبنی بر اینکه انبیاء از خود ارث برجای نمی گذارند و آنچه از انها باقی بماند صدقه است، همه اموال پیامبر را (ص) غصب کرد و این یعنی محروم کردن حضرت زهرا (س) و به تبع ایشان اهل بیت (ع) از ارث.
اگرچه مطالبه حضرت زهرا (س) در ظاهر ارث پدری است اما شان ایشان اجل از تعلق خاطر به مادیات دنیوی است.
البته عدم دلبستگی و تعلق خاطر به مادیات به معنای پذیرفتن ظلم و غصب مال توسط ظالمان نیست؛ چراکه بنابر تصریح احکام دین مبین اسلام باید در برابر ظلم و جور ظالمان ایستادگی کرد. از این رو حضرت زهرا (س) به عنوان تجلی اسلام در عمل به احکام اولی هستند.
اما در حقیقت ایشان درپی آن بودند که با استفاده از مسئله کوچک مادی و اشاره به غصب فدک، بحث غصب میراثی بزرگ تر یعنی خلافت و جانشینی امیرالمومنین (ع) پس از رحلت پیامبر (ص) را مطرح کنند.
به دلیل آنکه حضرت زهرا (س) مظهر آیه تطهیر هستند و طبق این آیه ایشان از هر گونه رجس و پلیدی به دور و سخنشان حق است، وقتی می گویند فدک از آن من است کلامشان عین حق است و کلام الهی است. از این رو، شاهد خواستن از ایشان یعنی جهل نسبت به اسلام و بی اعتنایی به قرآن و تعالیم دینی.
باید توجه داشت که بنابر احکام دین اسلام کسی که ادعای تصرف مالی را از سوی شخص دیگری دارد باید برای ادعای خود شاهد بیاورد نه کسی که مالی را در تصرف دارد. اینکه ابوبکر از حضرت زهرا (س) برای میراث بودن فدک شاهد می خواهد عین زیر پا گذاشتن احکام اسلام است چراکه او غاصب املاک حضرت زهرا (س) است و باید شاهد برای ادعایش بیاورد. بنابراین، اقدام ابوبکر در نپذیرفتن حضرت زهرا (س) و مصادره فدک عین زیرپا گذاشتن احکام اسلام و بی اعتنایی به آیه قرآن است. چراکه امیرمومنان (ع) خود از ابوبکر این اعتراف را گرفته بودند که آیه تطهیر به پنج تن تعلق دارد...
خلیفه و اطرافیان غاصب او می دانستند اگر ادعای حضرت زهرا (س) را درباره فدک بپذیرند ناگزیر به پذیرفتن دیگر ادعای و مطالبه ایشان یعنی بازگردانیدن اصل خلافت به اهل بیت (ع) هستند. از این رو در امور مادی سخن حضرت را نپذیرفتند تا اصلا کار به طرح غصب خلافت نکشد.

چرا حضرت زهرا (س) در خطبه فدکیه اشاره مستقیمی به بحث ولایت حضرت امیر (ع) و غصب آن نکرده اند؟
حضرت زهرا (س) شخصیت مولای متقیان را در این خطبه به خوبی تبیین کرده و برتری بی چون و چرای ایشان بر تمامی اصحاب پیامبر (ص) را به رخ می کشانند. ایشان در جهل خلیفه و ادعای دروغین می فرمایند: آیا شما از پدر و پسرعموی من بر عموم و خصوص قرآن واقف تر هستید؟. همچنین سخن از امیرالمومنین (ع) و دلاوری های بی نظیر ایشان در پیشرفت اسلام به میان آورده و به دلاوری های ایشان در حمایت از عظمت اسلام با به خطر انداختن جان اشاره می کنند. همچنین با اشاره به جهالت عرب در دوران پیش از اسلام و نیز رفتن حضرت علی (ع) به کام مشکلات با درخواست پیامبر (ص) می فرمایند: امیرمومنان (ع) از میدان جنگ بازنمی گشت مگر زمانی که سرهای دشمنان را زیر پا لگدکوب کرده و شعله سوزان فتنه آنها را با شمشیر بران خود خاموش کنند.
تحمل رنج ها توسط امیرمومنان (ع) در راه خدا و اینکه ایشان به پیامبر (ص) از همه نزدیک تر بود و در محبت و دوستی خدا پیشرو، کوشا، خیرخواه و جدی در خدمت به اسلام در حالی که شما در آن زمان در آسایش و رفاه بودید و خندان در کمال امنیت شما درپی نابودی اسلام بودید و گوش به زنگ اخبار ناگوار درباره ما بودید نیز در همین خطبه بیان شده است.
این ها سخنانی است که خطاب به خلیفه و مردم بدون بصیرت بیان می شود و برتری حضرت علی (ع) را به رخ آنها می کشاند وبعد هم به صراحت از انصار درخواست می کنند که در برابر خلافت نامشروع ایستادگی کنند هنگامی که می فرمایند:ای گروه بزرگان و ای سنگرهای مستحکم اسلام! این چه سستی است که از خود در برابر گرفتن حق من از خود نشان می دهید و این تساهلی است که نسبت به ستم روا شده به من در پیش گرفته اید؟!
حضرت زهرا (س) در خطبه فدکیه اشاره می کنند به بیعت عقبه و پیمان انصار به دفاع از عزیزان پیامبر (ص) همچون عزیزان خود، دلیل سکوت آنها در عین توانایی احقاق حقوق غصب شده اهل بیت (ع) را جویا می شوند.
اگرچه حضرت زهرا (س) در خطبه فدکیه به صراحت به غصب خلافت امیرمومنان (ع) اشاره نمی کنند اما وقتی از حق سخن به میان می آورند قطعا مقصودشان اموال و میراث مادی پیامبر (ص) نیست بلکه منظورشان از حق مطالبه اصل خلافت است چراکه حضرت برای بازپس گیری فدک همکاری انصار را مطالبه نمی کنند...
بنابراین، فهم صحیح و همراه با بصیرت نشان می دهد منظور حضرت زهرا (س) از حقوق غصب شده خاندان رسالت، مصادره خلافت برحق آنها است. اگر فدک هم به ایشان بازگردانیده می شد حضرت زهرا (س) سکوت نمی کردند

دلیل اختفای مزار حضرت زهرا (س) چه بود؟ چرا در دوران زندگانی دیگر ائمه مقبره ایشان برای زیارت شیعیان فاش نشد؟
از یک سو حضرت زهرا (س) بر این مهم وصیت کردند تا مدفن آن حضرت به دلیل ظلم تاریخی غاصبان به اسلام تا زمان ظهور منجی آخرالزمان (عج) از نظرها مخفی بماند و از سوی دیگر امیرمومنان (ع) و ائمه بعد از ایشان تاکید داشتند که مزار مطهر حضرت صدیقه (س) به عنوان نماد اعتراض اهل بیت (ع) و در مقابله با جریان انحرافی که اسلام را به تباهی کشاند، مکتوم بماند.

 

چرا حضرت علی (ع) در دوران خلافت خود فدک را که می توانست عواید بسیاری برای بنی هاشم داشته باشد، بازنگردانند؟

همین که حضرت علی (ع) در دوران خلافت متعرض فدک نشد، ثابت می کند که ورود حضرت زهرا به میدان مبارزه برای میراث مادی نبوده است، اگرچه مقابله با غاصبان ظالم اصلی اساسی است، اما مطالبه ایشان اصل خلافت است. اگر فدک و بازده مادی آن برای اهل بیت (ع) اصل بود در دوران خلافت امیرمومنان (ع) آن را بازپس می گرفتند، اما حتی در آن دوران نیز و با در اختیار داشتن فدک، خود در شرایط سخت و در عین تهیدستی زندگی می کردند.

 رویکرد امیرمومنان (ع) در مواجهه با قاتلان حضرت زهرا (س) چگونه بود؟ چرا ایشان درپی انتقام جویی از قاتلان ایشان برنیامدند؟
باید توجه داشت که قاتلان حضرت زهرا (س) قدرت را در دست دارند و یا در راس خلافت یا نزدیک ترین افراد به دستگاه حکومت.
ایستادن در برابر آنها و انتقام گیری از آنها در حکم مقابله با حکومتی است که خود را جانشین پیامبر (ص) می داند، از این رو قصاص آنها یعنی کشتن خلیفه الهی. بنابراین اقدام حضرت علی (ع) به اتنقام گیری از قاتلان حضرت زهرا (س) یعنی خروج از حکومت علی رغم اینکه آنها غاصب و قال دختر پیامبر (ص) هستند.
حضرت علی (ع) بنابر منابع اهل سنت یک بار و طبق منابع شیعی حداقل سه بار از اصحاب پیامبر (ص) به ویژه آنها که بدر و خیبر را تجربه کرده بوند، درخواست همراهی در قیام کردند و آنها اگرچه قول دادند اما به آن عمل نکردند.
همین امر باعث شد که تکلیف از امیرمومنان (ع) برای براندازی غاصبان خلافت ساقط شود، چراکه مردم به میدان نیامدند و حضرت را در این امر یاری نکردند. پس از آنکه تکلیف از حضرت ساقط شد، ایشان اگر می خواستند درپی شهادت حضرت زهرا (س) اقدام کنند به دلیل آنکه حکومت در دست غاصبان بود و مردم با آنها بیعت کرده بودند، اگر حقی بخواهد اقامه شود باید از طریق حکومت باشد و چنین چیزی چگونه ممکن است در حالی که خود حکومت متهم اصلی است.
عمل خارج از مسیر خلافت برای قصاص عاملان جنایت یعنی در افتادن با حکومتی که از دید مردم بیعت با آنها مشروع و کشتن آنها خروج بر ضد حکومت مشروع تلقی می شود! از این رو امیرمومنان (ع) محکوم می شد، بنابراین حضرت قادر به این مهم نبودند و بنابر مصالح مسلمین نه تنها از قصاص عاملان جنایت چشم پوشیدند بلکه در نماز خلفای غاصب نیز حاضر شده و به آنها اقتدا می کردند.
بارها هم که آنها برداشت های غلط و تصمیم نابجا داشتند که بر پیکره اسلام آسیب های جدی وارد می کرد، امیرمومنان (ع) به خواست آنها وارد عمل شده و از اعمال خلاف آنها ممناعت می کردند.

کلمات کلیدی :فدک
درباره
    ریحانه
نویسندگان وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر